پیچیدگیهای توافق در مدیریت تنگه هرمز
25 فروردین 1405فارن پالیسی: با شروع جنگ امریکا علیه ایران، سپاه پاسداران عملاً تنگه را به یک ” *مسیر تحت کنترل*” تبدیل کرده است و در ازای عبور ایمن، هزینه دریافت میکند. علاوه برآنکه حداقل دو کشتی تا اوایل ماه آوریل عوارض را به یوآن (نه به دلار) پرداخت کردهاند. حال پرسش این است که آیا ایران پس از جنگ میتواند چنین نظمی را رسمی کند؟
در هر صورت تبدیل این مسیر به یک آبراهه مدیریت شده با پرداخت عوارضی که تمام یا سهمی از آن نصیب جمهوری اسلامی ایران میشود *تضعیف شأن هژمونیک امریکاست*. از سوی دیگر اصل برقراری این ترتیبات به سبب تسلط نظامی، دستاوردی برای ایران است اما دریافت حداکثری این منافع مالی و سیاسی – امنیتی امکان آن را سخت میکند. نویسنده در تلاش برای راهی میانه و پاسخ به کیفیت و جزئیات یک طرح پیشنهادی به توضیحات زیر پرداخته است:
*الگوی کانال سوئز: نمونه حقوقی ممکن*
طبق حقوق بینالملل، *تمام عرض تنگه در باریکترین نقطه از آبهای سرزمینی همپوشان ایران و عمان تشکیل شده است* (بدون راهرو دریای آزاد). ایران نمیتواند یکجانبه از کشتیهایی که در سمت عمان حرکت میکنند عوارض بگیرد؛ اما یک *مرجع ترانزیت دوجانبه ایران و عمان* ابهام حقوقی را از بین میبرد. عمان جریان درآمد و ارتباط استراتژیک بیشتر به دست میآورد. ایران مشروعیت، پول نقد و چیزی برای نشان دادن به مردم خود دریافت میکند. الگوی کانال سوئز (مصر سالانه بیش از ۹ میلیارد دلار از کانالی که مالک آن است و از طریق یک مرجع ملی اداره میشود، درآمد دارد) سابقه مربوط است.
*اقتصاد عوارضی: بیش از ۱.۵ میلیارد دلار در ماه*
از ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵، حدود ۲۰ درصد از LNG و ۲۵ درصد از تجارت نفت دریایی جهان از تنگه هرمز عبور کرده است. یک عوارض متوسط ۵۰۰,۰۰۰ دلار برای هر کشتی (بسیار پایینتر از حق بیمه ریسک جنگی فعلی) که برای ۲,۶۰۰ تردد ماهانه اعمال شود، بیش از ۱.۵ میلیارد دلار در ماه درآمد ایجاد میکند. این موضوع میتواند جریانی از غرامت جنگ باشد که برای ایران با یک تیر دو نشان را هدف میگیرد. دستاورد مدیریت تنگه هرمز و از سویی دریافت غرامت بابت خسارتهای جنگ که به آن تحمیل شد.
*دلار، نه یوان: امتیاز بزرگ به واشنگتن*
برای انعطاف از سوی ایالات متحده، ایران نباید وابستگی خود به زیرساخت مالی چین را عمیقتر کند. *از جمله حساسیتهای راهبردی برای اقتصاد امریکا تضعیف دلار بعنوان پول بینالمللی است* و در این میان، یک مرجع ترانزیتی که عوارض را به دلار دریافت میکند، برتری پترودلار را (در برههای که تجارت ۲انرژی با بزرگترین آزمون ژئوپلیتیک خود در ۵۰ سال اخیر مواجه است) به طور فعال تقویت خواهد کرد. این یک امتیاز بزرگ پشت صحنه به واشنگتن است و ایران میتواند آن را در مذاکرات با صدای بلند اعلام کند.
*چارچوب امنیت منطقهای: عدم تجاوز در ازای عوارض*
تحقق دریافت عوارض از تنگه هرمز با توجه به اختلافات همسایگی برای ایران چالش برانگیز است. بدون شک عربستان سعودی، بحرین، کویت و امارات، یک مرجع ترانزیت رسمی توسط ایران را یک تهدید میدانند. بنابراین تهران باید از این اهرم استفاده کند تا یک *چارچوب عدم تجاوز و عدم مداخله* با کشورهای عربی مذاکره کند. حتی بخشی از عوارض میتواند به سمت بازسازی کشورهای عربی که از حملات ایران آسیب دیدهاند، جریان یابد. بدین ترتیب، ایران از نقش ” *تهدید*” خارج در نگاه همسایگان جنوبی خارج میشود و سهم مالی در حفظ ثبات منطقه به دست میآورد.
*نقش آمریکا: ضامن، به ازای تقویت پترودلار*
در نظر این تحلیل، *نقش واشنگتن در تأسیس یک مرجع ترانزیت*، به عنوان ضامن خواهد بود، در ازای دریافت عوارض به دلار و تقویت پترودلار که ارائه میدهد. زیرا بدون حداقل رضایت ضمنی آمریکا، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (که امنیت آنها در نهایت به واشنگتن وابسته است) انگیزه کمی برای تعامل و انگیزه زیادی برای خرابکاری خواهند داشت.
*نتیجهگیری:
درآمد از بستن، یا درآمد از اداره کردن؟*
عوارض ساخته شده توسط ایران در صورت مدیریت درست، میتواند به مهمترین دستاورد اقتصادی ایران پس از جنگ در خاورمیانه از زمان ملیسازی کانال سوئز (۱۹۵۶) تبدیل شود. ایران باید بین بستن تنگه هرمز و کسب درآمد از طریق مدیریت آن یکی را انتخاب کند .