سایه اقتدار ایران بر تنگه هرمز

17 مهر 1405

مرتضی امیری – تنگه هرمز، باریکه‌ای استراتژیک و یکی از شاهرگهای حیاتی انرژی جهان است. بسته ماندن یا کنترل آن، بلافاصله بازارهای جهانی انرژی، زنجیره تأمین صنعتی و ثبات مالی قدرت‌های غربی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این عرصه ژئوپلیتیک حساس، جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته با تکیه بر دکترین بازدارندگی نامتقارن و توسعه توان موشکی دقیق، موقعیت خود را از یک بازیگر منطقه‌ای به یک قدرت تعیین‌کننده ارتقا داده است.

وضعیت کنونی میدانی نشان می‌دهد که هرگونه تلاش آمریکا، امارات و دیگر کشورها برای ایجاد مسیرهای جایگزین یا عبور مخفیانه از تنگه هرمز، با محدودیت‌های جغرافیایی، فنی و نظامی جدی روبه‌روست. عمق محدود آبراه، تراکم ترافیک نفتکش‌ها و وجود نقاط گلوگاهی، هر حرکت غیرمجاز را قابل رصد و هدف‌گیری می‌کند. سامانه‌های راداری ساحلی، کنترل هوشمند، پهپادهای شناسایی دوربرد، موشک‌های کروز ضدکشتی و موشک‌های بالستیک با قابلیت هدایت دقیق که در اختیار نیروهای مسلح ایران قرار دارد، امکان ایجاد منطقه ممنوعه دریایی را در خلیج فارس و تنگه هرمز فراهم کرده است. در چنین محیطی، کشتی‌هایی که بر اساس نقشه‌های طراحی‌شده در اتاق‌های فکر آمریکایی قصد خروج مخفیانه یا نقض مقررات تردد را داشته باشند، در معرض هدف‌گیری مستقیم قرار می‌گیرند، این یک شعار نیست؛ نتیجه معادلات نظامی و واقعیت میدان است. محاسبات آمریکا و متحدانش مبنی بر امکان دور زدن تنگه یا تحمیل اراده از طریق حضور ناوگان‌های دور از ساحل، بارها با واقعیت‌های عملیاتی شکست خورده است. تجربه جنگ های اخیر نشان داد که حتی پایگاه‌های نظامی پیشرفته آمریکا در منطقه نیز از آسیب‌پذیری مصون نیستند. قدرتی که نتواند امنیت پایگاه‌های خود را به طور کامل تضمین کند، چگونه می‌تواند امنیت پایدار برای کشورهای منطقه به ارمغان آورد؟ این تناقض بنیادین، پایه استدلال ژئوپلیتیکی است که کشورهای حاشیه خلیج فارس باید آن را درک کنند. امنیت پایدار غرب آسیا تنها از طریق بازیگران بومی و منطقه‌ای قابل تأمین است. جمهوری اسلامی ایران با اتکا به عمق استراتژیک، توان موشکی بومی و اراده سیاسی و نظامی مستقل، امروز به عنوان بازیگر اصلی معادلات امنیتی منطقه شناخته می‌شود. پذیرش این واقعیت و احترام به جایگاه ایران ضرورتی ناشی از موازنه قدرت است. کشورهای منطقه اگر به دنبال ثبات واقعی هستند، باید از اتکای صرف به قدرت‌های فرامنطقه‌ای فاصله بگیرند و به ظرفیت‌های بومی روی آورند. در سطح کلان‌تر، ایالات متحده نیز امروز با واقعیتی انکارناپذیر روبه‌روست: هیچ گزینه‌ای جز پذیرش قدرت ایران و اجرای شروط آن پیش روی واشنگتن باقی نمانده است. تداوم وضعیت کنونی، ضربه سنگینی به اقتصاد آمریکا و شرکای منطقه‌ای و جهانی آن وارد خواهد کرد. ذخایر استراتژیک نفت این کشور بیش از هر زمان دیگری کاهش می‌یابد و افزایش پایدار قیمت انرژی برای غرب و متحدانش پیامدهای آسیب‌زای عمیقی به همراه دارد. چه گزینه نظامی و چه ادامه وضع موجود، هر دو به ضرر مستقیم ایالات متحده و شرکای آن تمام می‌شود، بنابراین آمریکا چاره‌ای جز قبول شروط ایران ندارد.

سایه موشک‌های ایران بر تنگه هرمز، پیام روشنی برای جهان دارد: عصر تحمیل یک‌جانبه اراده به پایان رسیده و قدرت‌های نوظهور منطقه‌ای معادلات را بازنویسی می‌کنند. واقع‌بینی حکم می‌کند که این تحول به رسمیت شناخته شود.

Copyright © 2019–2026 zamandaily.ir

روزنامه امروز