زیست مجازی؛ زندگی بر لبه تــیغ!
28 مرداد 1405الهام آمرکاشی: «در حال حاضر حقیقتاً مردم در فضای مجازی زیست دارند و در کشور خودمان شاخص زمان نگاه به صفحه نمایش (اسکرین تایم) بیش از هفت ساعت تخمین زده شده که این عدد در نوجوانان نیز بیش از ۹ ساعت است»!
گزارۀ فوق، عبارت صریحِ مشاور دبیر شورای عالی فضای مجازی است که بیستوپنجم مردادماه سال جاری منتشر شد. اگرچه زیستِ مجازی، ازجمله مسائل غیرقابل اجتناب است که درصدِ بالایی از افراد جامعه را به خود درگیر کرده است که آشنایی با حقیقت فضای موجود -علیالخصوص در سنین نوجوانی و جوانی- از موضوعات قابل اهمیتی است که نیازمند فرهنگسازی در بستر آموزش و ارتقاء آگاهی است.
در تعریف زیست مجازی آمده است: «زندگی در فضایی است که به واسطه فناوریهای دیجیتال و اینترنت شکل گرفته و در آن تعاملات اجتماعی، فعالیتها و تجربیات بشری به شدت تحت تأثیر بسترهای مجازی قرار گرفتهاند وَ امروزه، شبکههای اجتماعی، بازیهای آنلاین و برنامههای ارتباطی، بخش عمدهای از زندگی روزمره افراد را تشکیل میدهند و بسیاری از مردم از این فضا برای برقراری ارتباط با دوستان، خانواده و جامعه استفاده میکنند».
به اعتبار مطالب مدون در این زمینه، «اما زیست مجازی چالشها و معضلات خاص خود را نیز به همراه دارد. از جمله این معضلات میتوان به کاهش ارتباطات رو در رو، انزوا و مشکلات روانی ناشی از مقایسههای اجتماعی در فضای مجازی اشاره کرد. همچنین، وابستگی بیش از حد به فناوری ممکن است منجر به از دست دادن مهارتهای اجتماعی و تجربیات واقعی زندگی شود. در این فضا، حفظ تعادل بین زندگی واقعی و مجازی و مدیریت مناسب زمان مصرف شده در دنیای دیجیتال بسیار حائز اهمیت است تا بتوان از مزایای آن بهرهبرد و در عین حال از آسیبهای احتمالی آن جلوگیری کرد».
در میان انبوه مطالب متفاوتی که در این خصوص وجود دارد، توجه به پاراگراف ذیل قابل اهمیت است: «تفاوتی که زیست مجازی با زیست واقعی دارد در این است که افراد در این فضا همانگونه که می خواهند زندگی میکنند و خودافشایی جدیدی از زندگیشان بروز میدهند.
تمایز اصلی در این گونه زندگی کردن تعریف متفاوت از زمان و مکان است. در زیست واقعی، زمان و مکان در قالب مشخصی است که پایه ارتباط انسان با این دو مقوله تعریف و ساخته میشود.
اما زیست مجازی از محدودیت زمانی و مکانی فراتر میرود و انسانها در هر شرایط زمانی و مکانی قادر به برقراری ارتباط هستند.
این مفهوم همان از جاکندگی زمان و مکان است که در اندیشههای آنتونیو گیدنز مطرح می شود و معتقد است که از جاکندگی؛ کنده شدن روابط اجتماع از محیطهای محلی همکنش و تجدید ساختار این محیطها در راستای پهنههای نامحدود زمانی- مکانی است. آغاز مفهوم زیست مجازی را می توان با تعریف«زندگی دوم» فلیپ روزدال یکی دانست.
روزدال معتقد است که زندگی دوم یک بازی رایانهای نیست بلکه جایی است که مردم آنگونه که میپسندند زندگی میکنند، سرگرمی دارند و حتی به نحوی که دوست دارند، درآمد کسب میکنند.
درواقع زندگی دوم بهترین محل برای کسانی است که از محیط اطرافشان خسته شدهاند یا در شرایط بد آبوهوایی، کاری و… زندگی میکنند.
زندگی دوم دنیایی است که مطابق با میل افراد طراحی میشود. در واقع این همان دنیای مجازی است که افراد در آن میتوانند شخصیت مورد نظر خود را بسازند، حال یک شخصیت جداگانه باشد یا شخصیتی با ویژگیهای خودشان و مصداق بارز آن ساخت حساب کاربری در شبکههای اجتماعی است که حتی بعضی افراد با حسابهای جعلی در این فضا فعالیت میکنند».
صرفنظر از اینکه عبارت فوق تا چه اندازه با دنیای شخصی هر فرد در فضای مجازی، سازگاری دارد یا خیر؛ توجه به این اصل که نمیتوان فضای موجود را نادیده گرفت، از جمله مؤلفههای دارای پارامتر است که نیازمند ارتقاء آگاهی در نسل نوجوان جامعه است.
در این زمینه، محمدحسین عامری مهاباد -پژوهشگر و کارشناس رسانه- معتقد است: «رسانهها بیش از آنچه تصور کنید بر افکار و نحوه تصمیمگیری ما در امور مختلف تأثیرگذارند».
وی با بیان این مهم که کودکان در برابر اثرهای منفی رسانههای جمعی آسیبپذیرترند، مطرح میکند: «حضور در فضای مجازی و استفاده از ابزارها و امکانات متنوع آن برای خانواده و فرزندان امری اجتنابناپذیر است، پس چه خوب است قبل از آنکه فرزندانمان را تنها و بدون آمادگی در این فضا رها کنیم، فرصتها و تهدیدات فضای مجازی را بشناسیم».
این پژوهشگر بر این امر تأکید دارد که «آموزشِ سواد رسانه به کودکان به رشد مهارتهای شهروندی آنان کمک میکند؛ چرا که یاد میگیرند با دیگران محترمانه گفتوگو کنند و والدین از طریق آموزش سواد رسانهای به کودکان خود میتوانند مطمئن شوند که درباره اعتقاداتشان آگاهانه تصمیمگیری میکنند و میدانند چطور موضوعات مختلف را بیان کنند».
موارد مذکور، در حالی از جمله موضوعات قابل بررسی و رصد مستمر از سوی مربیان و مسئولان فرهنگی در این زمینه است که فرهنگسازی و تمرکز برای استفاده صحیح از شبکههای متعدد اجتماعی، همچنان مغفول است و به نظر میرسد وقت آن رسیده تا گام ابتدایی برای اجرای این مهم در کشور از سوی نهادهای متولی برداشته شود و باید منتظر بود و دید میتوان به جامعهای با آیندهای به دور از خطرات فضای مجازی امیدوار بود یا خیر!