اگر باز هم به دنیا بیایم، از پشت موانع عبور خواهم کرد

19 مرداد 1405

هر سال، در روز خبرنگار، کلیشه‌ها تکرار می‌شوند؛ از «قلم بی‌زبان» تا «چراغ روشن». اما راستش را بخواهید، این روز برای ما، بیشتر از هر چیز، آینه‌ای است که چهره‌ی واقعی حرفه‌مان را نشان می‌دهد؛ زیبا، اما پر از ترک.

اگر باز هم به دنیا بیایم، باز هم خبرنگاری را انتخاب می‌کنم. اما این بار، نه ساده‌دلانه. این بار می‌دانم که قرار است از میان اتوبانی چهاربانده از «خط‌قرمز» عبور کنم؛ خط‌هایی که دیگر خط نیستند، اما هنوز هم می‌توانند تو را از مسیر خارج کنند. این بار می‌دانم که خودسانسوری، تنها راه بقا نیست، اما گاهی تنها راهی است که برای ادامه‌ی بازی باقی می‌ماند.

در همین ابتدا، مجوزی را امضا می‌کنی که از دل همان نهادی بیرون آمده که بعداً می‌خواهی از عملکردش انتقاد کنی. اطلاعات، دیگر یک «حق» نیست؛ به «مالکیت» تبدیل شده است. درهای جلسات بسته‌ست، و هر نقدی، برچسب «تهمت» یا «تخریب» می‌خورد. مدیران، نه‌تنها پاسخگو نیستند، که خبر را توهین می‌دانند.

اینترنت، این کالای استراتژیک، برای ما در لحظات بحران، به یک رویای دست‌نیافتنی تبدیل می‌شود. قطعی‌های مکرر، فقط اختلال نیستند؛ خاموش کردن صدای معترضان، پاک کردن چشم‌های جهان از روی رویدادهای این سرزمین است. ما فشار این خاموشی‌ها را با پوست و استخوان حس کرده‌ایم.

و در این میان، قلم‌ها می‌لرزند. نه از سر ترسِ لحظه‌ای، که از «سندروم قلم لرزان»؛ بیماری مزمنی که خبرنگار را وادار می‌کند میانِ «باید نوشت» و «می‌توان نوشت» دست‌به‌گریبان باشد که نتیجه آن فرسودگی شغلی، افسردگی و روزگاری که ما که صدای دیگران بودیم، خودمان بی‌صدا شده‌ایم.

غم نان و معیشت، ستون فقرات استقلالمان را خُرد کرده. جایی که حقوقت برای کرایه‌ی یک ماه خانه هم کافی نیست، انتخاب‌هایت به رانت و رشوه گره می‌خورد. سلطه‌ی اقتصادی، حرفه‌ای‌گری را به حاشیه رانده است.
اما…

با این حال، هنوز هم این بازی ارزش بازی کردن را دارد. نه به خاطر جایزه‌اش، که به خاطر همان گزارش‌های ساده‌ای که گاهی مسئولی را می‌لرزاند، همان تیتر کوتاهی که یک کارگر را به حقش می‌رساند، یا همان عکسی که لبخند را به چهره‌ی یک معلم بازمی‌گرداند.

ما هنوز صدای گروه‌های محرومیم؛ کارگران، پرستاران، دانش‌آموزان، و همه‌ی کسانی که نامشان در حاشیه‌ی صفحات گم می‌شود. فضای رادیکال، شاید صدایمان را خاموش کند، اما ما آموخته‌ایم که در «پس‌زمینه» هم می‌توان تغییر ایجاد کرد. اراده‌ای برای بقا هست و نقشی هرچند کمرنگ، اما تأثیرگذار.

روز خبرنگار بر همه‌ی کسانی که در این مسیر پرپیچ‌ وخم، هنوز ایستاده‌اند، مبارک.

Copyright © 2019–2026 zamandaily.ir

روزنامه امروز