ایــرانیها دیگر نمیخوانند!
29 تیر 1405الهام آمرکاشی: آمار سرانه مطالعه در ایران از جمله آمارهایی است که نوسان زیادی دارد و پارامترهای متعدد در آن دخیل است. «طبق آماری که آمارفکت به دست آورده است، مطالعه کتابهای ادعیه و قرآن با 33.3 درصد، رمان و داستان با 16.2 درصد و روانشناسی و تربیت با 8.8 درصد، در رتبههای اول تا سوم قرار دارد».
اگرچه «برخی از جامعهشناسان با توجه به تعریف عامی که از مطالعه وجود دارد، هر نوع خوانش که موجب بالارفتن اطلاعات عمومی یک فرد شود (فارغ از اینکه این کسب اطلاعات با چه ابزار و رسانهای منتقل میشود) را مطالعه مینامند» اما سرانه مطالعه به معنای واقعیِ کتاب خواندن در روند نزولی قرار دارد و پاسخ به این پرسش که چرا ایرانیها دیگر نمیخوانند، همچنان در لایههای متعدد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی پنهان است. با توجه به کثیرِ مطالبی که در این زمینه بارگذاری میشود، آمار متفاوتی از سرانه مطالعه در کشور موجود است.
«دو دقیقه در سال! 15 دقیقه در ماه و یا 8 ساعت در ماه و… آمارهایی با پارامترهای مختلف هستند که درمورد مطالعه در ایران، بین اقشار مختلف جامعه بیان میشود» و آنچه به شدت نگرانکننده است، عدد مورد واکاوی در این زمینه است که در هر شاخص، از میانگین جهانی بسیار کمتر است. طبق آماری که آمارفکت از وبسایت آماری statista به دست آورده است لیست کشورهای برتر در حوزه آمار سرانه مطالعه در جهان تعداد 30 کشور را شامل میشود که تعدادی از برترین رتبههای این لیست که بیش از 6 ساعت مطالعه در هفته دارند به این ترتیب است: هند، تایلند، چین، فیلیپین، مصر، جمهوری چک، روسیه، سوئد، فرانسه، مجارستان و…
بیش از 6 ساعت مطالعه در هفته را با آمار ایرانیها از جمله 8 ساعت در ماه مقایسه کنید. نگاه گذرا در این خصوص هم به تنهایی ذهن را به جستاری در این خصوص سوق میدهد: «نوعی بیگانگی میان عامه مردم و کتاب احساس میشود»!
به این بند که در شهريورماه ۱۳۹۹ منتشر شده توجه کنید: «ایران با داشتن 14 هزار پروانه انتشارات، بیش از هفت برابر ایالات متحده (با حدود 326 میلیون نفر جمعیت) و بیست برابر انگلستان، انتشارات دارد» وَ پارادوکس تعداد انتشارات و کتابهای منتشرشده در هر سال و بیعلاقگی ممتد ایرانیها به کتاب، از جمله مواردی است که همچنان ناشناخته است.
«نتایج پژوهش انجام شده در مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۰ درباره فرهنگ رفتاری خانوادههای ایرانی، نشان میدهد: ۷۷.۶ درصد ایرانیها دیگر روزنامه نمیخوانند و فقط ۲۲.۴ درصد ایرانیها هنوز اطلاعات مورد نیاز خود را از طریق روزنامهها تأمین میکنند. طبق آمارهای موجود از میان جمعیت بزرگسال، یعنی ۱۵ سال به بالا که جمعیتی نزدیک به ۵۵ میلیون نفر را شامل میشود ۴۲ میلیون ۶۰۰ هزار نفر دیگر اعتقادی به روزنامهها ندارند. در میان افرادی هم که روزنامه میخوانند سرانه مطالعه در روز به ۲ دقیقه و ۴۶ ثانیه در روز رسیده است. شهروندان استانهای تهران، قزوین، قم و همدان بیشترین سرانه مطالعه روزنامه را در کل ایران دارند، اما میزان مطالعه روزنامه در این استانها نیز در یک ماه از ۲ ساعت و نیم تجاوز نمیکند. کمترین میزان مطالعه مربوط به استانهای ایلام و بوشهر است که میزان مطالعه روزنامه به کمتر از ۲۰ دقیقه میرسد. در مقابل اما آمار عضویت و جستوجو در شبکههای اجتماعی در حال افزایش است که نشان میدهد شبکههای اجتماعی جای روزنامهها را گرفتهاند».
در گزارشِ مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) که در یک طرح نظرسنجی به بررسی «مصرف شبکهها و رسانههای اجتماعی مردم ایران» پرداخته، آمده است: «افراد در گروه سنی ۱۵ تا ۲۹ سال به طور میانگین ۳ ساعت و ۸ دقیقه در شبانهروز از شبکهها و رسانههای اجتماعی استفاده میکنند. این زمان برای افراد ۳۰ تا ۴۹ سال ۲ ساعت و ۱۶ دقیقه و برای افراد بالای ۵۰ سال یک ساعت است». در این راستا، توجه به بندی از یک جستار دارای اهمیت است: «شاید عموم مردم، کتاب خواندن محض علاقه و بدون چشمداشت کاربردی را تفریحی نخبگانی، اشرافی و بیقیدانه در نظر میگیرند. نوعی بیگانگی میان عامه مردم و کتاب احساس میشود؛ بهطوری که چگونگی، چرایی و احساس حاصل از خواندن برای آنها چندان روشن نیست. از نظر آنها کتابخواندن کاری است که حوصله، دل خوش و نفسی که از جای گرم بلند میشود، دارد».
پاراگراف مذکور که تا حد بسزایی به فرهنگسازی و ترویج فرهنگ کتابخوانی اشاره دارد، در مرحله ابتدایی نیازمند ورود جدی رسانه ملی در این زمینه است که به عنوان مثال؛ برنامه «کتابباز» در این زمینه، خود به تنهایی سندی کافی است برای چشاندنِ طعم کتاب برای عامه مردم که با تکیه بر گزارهای از گزارشِ مدون در این راستا: «کتابباز، برنامهای که به مردم میفهماند کتابخواندن نه فرهیختگی و روشنفکری میخواهد، نه بیکاری و فراغت مطلق و نه حتی پول زیاد و کتابها دقیقا در مورد همان چیزهایی نوشته میشوند که عامه مردم با آنها درگیرند: خانواده، روابط، تلاش، موفقیت، شکست، شادی، غم و فقر».
با توجه به علل و موارد گسترده در این زمینه و عنایت به شیب نزولیِ فرهنگ مطالعه در کشور، انتظار جدی از مسئولان وقت در این زمینه است که راه را برای ورودِ دوبارۀ برنامههای اینچنینی باز کرده و بتوان شاهد این مهم بود که فرهنگ کتابخوانی و ترویج آن، جایی در رسانه ملی دارد که اشاعه فرهنگ کتابخوانی از طریق رسانه ملی، یک راه از هزاران راه نرفته در این زمینه است.