کشت فراسرزمینی؛ پشتوانه امنیت غذایی در روزهای بحران

4 شهریور 1405

فائزه حیدری – امنیت غذایی در شرایط عادی عمدتاً با میزان تولید، ذخایر و توان واردات سنجیده می‌شود، اما در شرایط جنگ، تحریم یا اختلال در مسیرهای تجاری، مسئله شکل دیگری پیدا می‌کند؛ زیرا ممکن است کالایی در بازار جهانی وجود داشته باشد، اما امکان انتقال آن به کشور فراهم نباشد.

تجربه بحران‌های اخیر نیز نشان داده است که جنگ می‌تواند همزمان مسیرهای حمل‌ونقل، بازار کود و نهاده‌ها و قیمت مواد غذایی را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، کشت فراسرزمینی می‌تواند یکی از ابزارهای کاهش آسیب‌پذیری زنجیره تأمین غذا باشد؛ البته به شرط آنکه جایگزین تولید داخلی نشود و به شکل شبکه‌ای و متنوع دنبال شود.

تولید در جغرافیای دیگر

مدیرکل دفتر امور بین‌الملل و سازمان‌های تخصصی وزارت جهاد کشاورزی اخیراً از رایزنان اقتصادی ایران در خارج از کشور خواسته است کشت فراسرزمینی را در فهرست مذاکرات خود قرار دهند. حسن مومنی با اشاره به محدودیت منابع آب و خاک کشور، توسعه کشاورزی فراسرزمینی و سرمایه‌گذاری مشترک را یکی از محورهای مهم دیپلماسی کشاورزی دانسته است.

این نگاه از یک واقعیت اقتصادی نشأت می‌گیرد: ایران برای افزایش تولید کشاورزی دیگر نمی‌تواند صرفاً به گسترش سطح زیرکشت داخلی تکیه کند. محدودیت آب و خاک، تغییرات اقلیمی و هزینه بالای تأمین برخی نهاده‌ها، ضرورت افزایش بهره‌وری و در کنار آن استفاده از ظرفیت تولیدی کشورهای دیگر را بیشتر کرده است.

کشت فراسرزمینی در ساده‌ترین تعریف یعنی انتقال بخشی از فرآیند تولید محصولات کشاورزی به کشورهایی که زمین، آب، اقلیم یا فناوری مناسب‌تری دارند و سپس استفاده از محصول یا بخشی از زنجیره ارزش آن در کشور سرمایه‌گذار. بنابراین اگر این سیاست با سرمایه‌گذاری مشترک و انتقال فناوری همراه شود، صرفاً یک قرارداد کشاورزی نیست؛ بلکه می‌تواند به بخشی از دیپلماسی اقتصادی تبدیل شود.

مزیت در روزهای محاصره

مزیت مهم‌تر این مدل در شرایط بحرانی آشکار می‌شود. اگر تمام تولید یا تأمین یک محصول به یک منطقه یا یک مسیر تجاری وابسته باشد، جنگ یا بسته‌شدن یک مسیر می‌تواند کل زنجیره را تحت فشار قرار دهد. اما پراکندگی جغرافیایی تولید، در صورت طراحی صحیح، می‌تواند بخشی از این ریسک را کاهش دهد.

نمونه منطقه‌ای این موضوع، کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند که به دلیل وابستگی بالای خود به واردات غذا، از سال‌ها قبل به سرمایه‌گذاری در کشاورزی خارج از مرزهایشان روی آورده‌اند. در جریان بحران اخیر نیز اختلال در کشتیرانی و تردد در تنگه هرمز، اهمیت این راهبرد را بیشتر آشکار کرد.

رویترز گزارش داده است که کشورهای خلیج فارس در واکنش به بحران‌های گذشته، از جمله بحران جهانی غذای ۲۰۰۸، به کشاورزی خارجی روی آورده بودند، اما جنگ و اختلال مسیرهای دریایی همچنان این راهبرد را با آزمون جدی مواجه کرده است. بنابراین کشت فراسرزمینی می‌تواند برای ایران سه مزیت داشته باشد: کاهش فشار بر منابع آب و خاک، تنوع‌بخشی به منابع تولید و ایجاد یک لایه پشتیبان برای امنیت غذایی در زمان بحران. اگر تولید یک محصول در چند کشور و با چند مسیر انتقال انجام شود، از کار افتادن یک مسیر لزوماً به معنای توقف کامل تأمین نیست.

اما شمشیر دو لبه

با این حال، کشت فراسرزمینی نباید به‌عنوان راهکاری بدون ریسک معرفی شود. تولید در خارج از مرزها خود به معنای وابستگی به کشور میزبان است. تغییر دولت، بحران سیاسی، وضع محدودیت صادراتی، تحریم، ناامنی یا حتی بسته‌شدن مرزها می‌تواند دسترسی ایران به محصول تولیدشده را مختل کند.

از سوی دیگر، اگر محصول در خارج تولید شود اما مسیر انتقال آن به ایران از یک تنگه، بندر یا مسیر محدود عبور کند، بخشی از مزیت امنیتی این سیاست از بین می‌رود. تجربه جنگ‌های اخیر نشان داده است که اختلال در بنادر و مسیرهای دریایی می‌تواند حتی تولیدکنندگان بزرگ غلات را نیز با مشکل صادرات مواجه کند.

به همین دلیل، کشت فراسرزمینی زمانی برای ایران ارزش امنیتی پیدا می‌کند که همراه با تنوع کشورها، تنوع مسیرهای حمل‌ونقل، قراردادهای بلندمدت، ذخایر راهبردی و زیرساخت‌های لجستیکی باشد. در غیر این صورت، ممکن است وابستگی از «واردات محصول» به «وابستگی به زمین و دولت خارجی» تغییر شکل دهد.

شبکه‌ای برای روزهای سخت

در همین چارچوب، تأکید وزارت جهاد کشاورزی بر نقش رایزنان اقتصادی اهمیت پیدا می‌کند. مومنی معتقد است رایزنان باید ظرفیت کشورهای مختلف را برای کشت فراسرزمینی، انتقال فناوری، جذب سرمایه‌گذاری و ایجاد همکاری‌های مشترک شناسایی کنند.

او همچنین بر ظرفیت بازار داخلی ایران با جمعیتی حدود ۹۰ میلیون نفر تأکید کرده و آشنایی نمایندگان اقتصادی کشور با توان علمی و فناورانه بخش کشاورزی را ضروری دانسته است. ایران نیز قرار نیست صرفاً مصرف‌کننده ظرفیت کشاورزی سایر کشورها باشد. حرکت دو تا سه دهه اخیر به سمت کشاورزی دانش‌بنیان و فناوری‌محور می‌تواند زمینه‌ای برای صادرات دانش، فناوری و خدمات فنی در کنار سرمایه‌گذاری در تولید خارجی باشد.

در نهایت، کشت فراسرزمینی نه نسخه‌ای برای کنار گذاشتن کشاورزی داخلی است و نه تضمینی برای عبور بدون هزینه از بحران. کارکرد اصلی آن می‌تواند پراکنده‌کردن ریسک تولید و تأمین غذا باشد. در شرایطی که جنگ و اختلال تجارت نشان داده‌اند امنیت غذایی فقط به میزان تولید وابسته نیست، ایجاد چندین نقطه تولید و چند مسیر دسترسی می‌تواند همانند یک بیمه اقتصادی عمل کند؛ بیمه‌ای که در روزهای عادی به تجارت و سرمایه‌گذاری کمک می‌کند و در روزهای بحران، بخشی از فشار بر زنجیره تأمین داخلی را کاهش می‌دهد.

Copyright © 2019–2026 zamandaily.ir

روزنامه امروز