نمایشِ آلبومهای خانوادگی؛ نقطه سرخط «برای نمایش دادن منتظر بودم»!
31 خرداد 1405الهام آمرکاشی: در بازه زمانی کنونی وَ با توجه به تغییر فرهنگ و آداب مدنی که در سبک زندگی یکایک خانوادههای ایرانی به وضوح قابل مشاهده است، نگرش افراد نسبت به هویت شخصی و تفکرات اجتماعی نیز تغییر پیدا کرده وَ آنچه به شدت برای انسجام شخصیتیِ نوجوانان در آینده نگرانکننده است، وابستگی به فضای مجازی و شبکههای اجتماعی است که خودنمایی و به رخکشیدنهای کاذب نیز به آن اضافه شده و به بخش عمدهای از دغدغه افراد تبدیل شده است.
به نود روزی فکر کنید که با انسدادِ اینترنت بینالملل، دسترسی به شبکههای اجتماعی پرطرفدار وجود نداشت. افراد با توجه به شغل، انگیزه وَ اهداف خود از پیامرسانهای داخلی استفاده میکردند. نمایش و خودنمایی دیده نمیشد وَ تقریبا تنها دغدغه موجود، موضوعِ جنگ وَ سرانجام آن بود.
بعد از بازگشایی دوباره شبکههای اجتماعی، بارگذاریِ گستردهای از عکسها و آلبومهای خانوادگی، نمایی از هویت افراد را به نمایش گذاشت که مستندِ این جریان است: «برای نمایش دادن منتظر بودم»!
شاید در نگاه ابتدایی اهمیت این مهم، مسأله حائز اشارهای نباشد؛ اما روند موجود -با عنایت به افزایش شمار استفادهکنندگان از فضای مجازی در بازهسنیِ کودک و نوجوان- «اپیدمیِ فرهنگِ معکوس» را هشدار میدهد که در نبودِ توجه و فرهنگسازیِ مشخص در این راستا، آیندهای از خودنماییهای کاذب، خردنماییهای ناقص و فضایی معکوس از وجهه واقعیِ شخصیتها شکل خواهد گرفت که «هویتِ حقیقی» وجود و حضور خارجی نخواهد داشت و قابل کتمان نیست که تصور این مهم برای بسیاری از خانوادهها و آیندۀ فکری و خردمندیِ کودکانشان قابل اهمیت و ملاحظه است.
آمارها نشان میدهد: ساعاتی که کودکان از فضای مجازی استفاه میکنند، بیش از ساعاتی است که در مدرسه -مجازی یا حقیقی- سپری میکنند که این خود، زنگ خطری است که آسيبهای فكری، اجتماعی- فرهنگیِ متعدد را در پی دارد و راه حل ابتدایی و کاربردی در این مسیر، آموزش مهارتهای لازم به نسل جوان و ایجاد فضای صمیمی در خانواده است که به استنادِ آمار، چنانچه خانوادهها در شکلگیری و تعمیق روابط خانوادگی، وقت و حوصله بیشتری داشته باشند، بیتردید از افزایش استفاده کاربران در فضای مجازی کاسته شده و اعتیاد به دنیای مجازی کمرنگتر خواهد شد.
نمیتوان انکار کرد که: مقولۀ فرهنگ -علیالخصوص فرهنگ استفاده از فضای مجازی- تا چه حد در اجتماع کنونی مغفول مانده و ضرورت ورودِ مسئولان فرهنگی در این زمینه -حداقل برای نوجوانان و آیندۀ خطیرشان- قابل اهمیت است.
دیوید انگلیس در کتاب «فرهنگ و زندگی رومزه» به دیدگاه اندیشمندان برجسته حوزه فرهنگ میپردازد و با زبانی ساده برای مخاطب شرح میدهد که وقتی از فرهنگ حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم؟
«مقدمۀ کتاب همان طور که از عنوانِ آن مشخص است، به توضیح مهمترین مفاهیم مطرح شده در کتاب میپردازد و نویسنده در آن «فرهنگ و زندگی رومزه»، «مسائل پیش پا افتاده و روزمره»، «جامعه و روزمرگی»، «فرهنگ تفکر»، «آشناییزدایی از امور آشنا»، «نزدیک شدن به فرهنگ و امور روزمره» را برای مخاطبان توضیح میدهد.
درحالی انگلیس در پی این است که مخاطبان خاص و حتی عام را هم (که هیچ دانش پیشینی نسبت به علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی ندارند) با پیچیدگیهای تفکر در مورد فرهنگ و زندگی روزمره با خود همراه کند که با استفاده از مثالهای کیفی و تجربههایی که هر شخص در زندگی خود با آن مواجه بوده است، در کنار اشاره به آرای محققان، مطالب کتاب را توضیح میدهد.
نویسنده در فصل نخست این کتاب به سراغ این پرسش رفته است که رفتارهای ما تا چه اندازه متأثر از طبیعت و در مقابل فرهنگ هستند.
فصل دوم کتاب نیز به رابطه فرهنگ مدرن و زندگی روزمره میپردازد و نویسنده در فصل سوم کتاب به یکی از کاربردهای فراوان فرهنگ که همان ماهیت طبقاتی و برچسب بالا و پایین زدن توسط آن است، میپردازد و تأثیر این امر را بر زندگی روزمره واکاوی میکند. نویسنده در این فصل تلاش دارد توضیح دهد زندگی روزمره چگونه تحت تأثیر هنر و فرهنگ عامه قرار میگیرد و در مقابل چگونه بر آنها تأثیر میگذارد و آنها را شکل میدهد.
انگلیس در فصل چهارم و در واقع آخرین فصل کتاب به موضوعِ جهانیسازی فرهنگ و زندگی روزمره پرداخته و ابتدا به سراغ تعریف و درک جهانیسازی رفته و پس از اشاره به تعاریف گوناگون آن، به امپریالیسم فرهنگی، آمریکایی و فرهنگ جهانی پرداخته است».
جای خالیِ موارد مذکور که اشارهوار نکات مورد تعمق در خصوصِ فرهنگ را در خود جای داده، درحالی این روزها در بسیاری از کتب مدارس، مفاهیم دانشگاهی، نشریات پربازدید و رسانۀ ملی به وضوح دیده میشود که تأثیر نبودِ برنامهای جامع در این زمینه، هرروز درحال خودنمایی و جلوهگری است.
به نظر میرسد ضرورتِ ورودِ کارشناسان و مسئولان ذیربط در امرِ آموزش و فرهنگسازی در نحوه استفاده از فضای موجود بهویژه در سنین نوجوانی، از موضوعات قابل رصد است که باید منتظر بود و دید برای برونرفت از شرایط حاضر، گام ابتدایی در این مسیر به عهده کدام دستگاه و نهادِ مطرح خواهد بود و میتوان به آیندۀ فضای مجازی به دور از ناهنجاریهای متعدد و تکثیرِ هریک به توالی امیدوار بود یا خیر!