مذاکره؛ فرصت احیا دشمن
1 آبان 1405مرتضی امیری – طبق تجربه تاریخی، جمهوری اسلامی ایران در شرایطی که آمریکا به تعهدات و بندهای توافقهای پیشین پایبند نبوده و همزمان سیاست تهدید، تحریم، محاصره و فشار نظامی را دنبال میکند، نباید هیچ توافق یا تفاهمنامهای را در این زمان و زیر سایه تهدید دشمن بپذیرد. مذاکرهای که در آن یک طرف به تعهدات خود عمل نکند و طرف دیگر را همزمان تحت فشار نظامی و اقتصادی قرار دهد، نمیتواند مبنای یک تفاهم پایدار باشد.
ایران نهتنها در برابر تهدیدهای دشمن عقبنشینی نخواهد کرد، بلکه هرگونه حمله نظامی را با پاسخی قاطع و چندبرابری مواجه خواهد ساخت و برای مقابله با تجاوز، آمادگی گسترش میدانهای مقابله و گشودن جبهههای جدید را نیز حفظ خواهد کرد. دشمن باید بداند که هرگونه محاسبه نظامی علیه ایران، با پیامدهایی فراتر از برآورد اولیه مواجه خواهد شد و نمیتواند با یک حملهی حتی محدود، اراده سیاسی و امنیت ملی ایران را تحت تأثیر قرار دهد. موضوع هستهای ایران، حق قانونی و مسلم کشور در چارچوب حقوق بینالملل و تعهدات مربوط است و جمهوری اسلامی ایران نباید در برابر فشارهای آمریکا از حقوق هستهای خود کوتاه بیاید. تجربه گذشته نشان داده است که ایران در دورههای مختلف، همکاریهای گستردهای با آژانس بینالمللی انرژی اتمی داشته و در مواردی اقداماتی فراتر از الزامات معمول پادمانی انجام داده است؛ بااینحال، این همکاریها مانع از تداوم فشارهای سیاسی، اقتصادی و تهدیدهای نظامی آمریکا نشدهاند و تکرار این چرخه چیزی جز اتلاف نخواهد بود. در چنین شرایطی، اصرار آمریکا بر بازگشت بازرسان آژانس به ایران و ازسرگیری دسترسیهای نظارتی، از منظر امنیت ملی نیازمند بررسی دقیق است. با توجه به حملات نظامی و نگرانیهای مربوط به امنیت تأسیسات هستهای، حفاظت از اطلاعات حساس، موقعیت مواد هستهای و جزئیات فنی تأسیسات، ضرورتی اساسی محسوب میشود.
از این منظر، یکی از نگرانیهای مطرح آن است که اطلاعات حاصل از بازرسیها درباره محل و وضعیت مواد غنیشده ۶۰ درصدی ایران، به شناسایی دقیقتر این اهداف کمک میکند تا در حمله آتی آن را نابود کنند. بنابراین، احتمال اینکه دسترسیهای نظارتی بتواند در محاسبات نظامی دشمن مورد بهرهبرداری قرار گیرد، باید در ارزیابیهای امنیتی جدی گرفته شود. بازگشت بازرسان و نحوه همکاری با آژانس باید با رعایت ملاحظات امنیتی و ضرورت حفاظت از اطلاعات حساس کشور تعیین شود. در تحلیل رفتار سیاسی آمریکا، نمیتوان شرایط اقتصادی، افکار عمومی و محاسبات انتخاباتی را از تصمیمهای سیاست خارجی جدا دانست. دولت دونالد ترامپ در شرایطی که با فشارهای اقتصادی، نگرانی از افزایش قیمت انرژی و پیامدهای سیاسی سیاستهای خود مواجه است، ممکن است کاهش تنش با ایران را بهعنوان ابزاری برای مدیریت شرایط داخلی و خارجی دنبال کند. تداوم وضعیت بحرانی سوخت، افزایش هزینههای انرژی و اختلال در بازارهای جهانی میتواند فشار اقتصادی بر مردم آمریکا را تشدید کند و هزینه سیاسی دولت را افزایش دهد. در چنین شرایطی، احتمال دارد واشنگتن برای جلوگیری از تشدید بحران و کاهش فشارهای داخلی، بهدنبال توافق یا تفاهمی موقت با ایران باشد؛ تفاهمی که امکان عرضه بیشتر نفت به بازار، کاهش تنشهای منطقهای و آرامکردن فضای اقتصادی را فراهم کند. از این منظر،هر کاهش تنش یا توافقی میتواند برای دولت آمریکا فرصتی جهت مدیریت شرایط پیش از انتخابات و کاهش فشارهای سیاسی و اقتصادی باشد. بااینحال، مسئله اساسی آن است که چنین توافقی لزوماً به معنای تغییر راهبرد بلندمدت آمریکا در قبال ایران نخواهد بود.
یکی از سناریوهای مهم در محاسبات، این است که آمریکا برای عبور از شرایط دشوار اقتصادی و سیاسی، به توافقی موقت روی بیاورد و پس از کاهش فشارها و تغییر شرایط انتخاباتی، بار دیگر سیاست خصمانه خود را از سر بگیرد. در این صورت، واشنگتن میتواند با استفاده از توافق یا تفاهمی محدود، از شدت تنشها بکاهد، شرایط بازار انرژی را مدیریت کند و برای بازسازی ظرفیتهای اقتصادی و سیاسی خود فرصت به دست آورد؛ اما پس از عبور از مقطع حساس انتخاباتی، مجدداً به سیاست تحریم، محاصره دریایی، فشار اقتصادی و حتی تهدید نظامی علیه ایران بازگردد. بنابراین، نباید این تصور شکل بگیرد که صرف ورود آمریکا به مسیر مذاکره، به معنای کنارگذاشتن سیاست خصمانه آن در برابر جمهوری اسلامی ایران است. سابقه رفتار ایالات متحده نشان میدهد که هرگونه توافق باید با توجه به احتمال نقض تعهدات و بازگشت فشارها ارزیابی شود.
در محاسبات امنیتی، احتمال حمله مجدد دشمن را نمیتوان صرفاً به یک مقطع انتخاباتی محدود کرد. ممکن است محاسبات سیاسی آمریکا، شرایط منطقهای و ارزیابیهای نظامی بر زمان تصمیمگیری اثر بگذارند، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که عبور از انتخابات به معنای پایان تهدیدها یا تغییر پایدار سیاست واشنگتن باشد.