نزاع اطلاعاتی و رسانهای با لگو، رپ و هوش مصنوعی
15 اردیبهشت 1405رویا سلیمی: در طی نیم قرن گذشته جنگ رسانهای همواره ابزار اصلی کنترل افکار عمومی محسوب میشد. اگر واقع بین باشیم در این جنگ رسانههای ایرانی تا حدود زیادی قافیه را باخته بودند. کمپینهای رسانهای ایران تا قبل از هوش مصنوعی، فراگیری چندانی نداشت. دلیل عمده را در تولید محتوا با زبان، لحن و واژگانی می توان یافت که مختص طرفداران حاکمیت بود. اما در جنگ چهل روزه اخیر، این رویکرد به تمامی تغییر کرد.
مجموعهای انیمیشنهای کوتاه به شکل گسترده در سطح جهانی فراگیر شد و مخاطب بسیاری جذب کرد. ویدئوهایی کوتاه، با خصوصیات بصری پر جزئیات و فکر شده و مملو از نماد و نشانههایی آشنا برای مخاطب جهانی و البته آمریکایی. در حال حاضر با نسلی از تولیدکننده محتواهایی روبرو هستیم که زبان جهانی را می داند و مستقیما به نسل جدید گره خورده است.
این ویدئوها با روایت ایرانی از اتفاقات جنگ و مسائل قبل و بعد آن همگام هستند. این همگامی اما تفاوت اساسی با نوع روایت تا پیش از این را دارد. به نظر میرسد تیم تولید آنها در هزاره جدید به دنیا آمده و با شبکههای اجتماعی بزرگ شدهاند و در حال حاضر هم به سرعت توانستهاند ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی را خیلی سریع مورد استفاده قرار دهند و روایت ضد امپریالیستی و ضد امریکایی را به گونهای تولید کنند که برای مخاطب جهانی قابل درک و فهم باشد.
اما چرا این محتواها با اقبال مخاطب جهانی روبرو شده است؟
نکته اول ویژگی خاص و فیلمیک آن است. با ظرافت و با جزئیات بسیاری ساخته شده است. در این ویدئوها با روایتی روبرو هستیم که به صورت سریالی ساخته میشوند و لحن و ساختار مشابه دارند. این ویدیوها سه شاخصه اصلی دارند. نکته اول اینکه در مقیاس بسیار بالا و به کمک هوش مصنوعی با سرعت بسیار بالا تولید میشود. نکته دوم لحن آن است که در آن طنز، سرگرمی، سیاست و تئوری توطئه با یکدیگر ترکیب شده و ساختار لحنی آن را شکل میدهد. شبیه پیامهای سیاسی سنتی که تا پیش از این دیدهایم، نیست. نکته دیگر نامشخص بودن تولیدکننده است. نمیدانیم دقیقا پشت این محتواها چه کس یا کسانی هستند. میتواند گروه یا یک شخص خاص باشد. به دولت و حکومت اتصال دارد یا نه؟ بنابراین به جای یک کمپین سیاسی مشخص با وابستگی معلوم، با یک جهان ساختگی روبرو هستیم که روایت مشخص خود را برای مخاطب عرضه میکند.
در این ویدیوها از ابزارهایی که در آمریکا و توسط شرکتهای آمریکایی تولید میشود، بهره گرفتهاند، برای اینکه محتوایی تولید کنند که مستقیما با احساسات و افکار مخاطب جهانی ارتباط برقرار میکند. این یکی از تاکتیکهای بسیار مهم در جنگ رسانهای و نزاع اطلاعاتی است.
در مورد استراتژی تصویری این ویدیوها، تضادی است که بین سبکها وجود دارد. از یک طرف تصاویر شبیه کارتنهای ساده و رنگی با شخصیتهایی شبیه اسباب بازی هستند ولی از طرف دیگر یک لحن کاملا متفاوت دارند. موسیقی پر قدرت رپ با حال و هوایی مردانه با روایتهایی مربوط به قدرت، تحقیر و جنگ. در کنار اینها عناصر تیره و تار هم هست. شخصیتهایی اغراق شده، آدم بدهای کاریکاتوری و حتی گاهی تصاویر آزاردهنده. همه اینها در یک سطح بصری تمیز و دوستانه ارائه میشود.
خروجی این ویدیوها یک ترکیب متضاد از معصومیت و خشونت، شوخی و خصومت، سادگی و نمادهای پیچیده است. این ترکیب هم گیج کننده است و هم کنجکاویبرانگیز و ضمن اینکه بار احساسی شدیدی دارد، روایتی جدید ارائه میدهد که فهم و دیدن آن را راحت و تماشایی میکند.
در این جنگ رسانهای مبتنی بر هوش مصنوعی، تصویرسازی و استفاده از نشانهها خیلی اهمیت پیدا کرده است. تولیدکننده این ویدیوها از بسیاری نماد و نشانه و تصویرسازیهایی استفاده میکنند که یک نوجوان آمریکایی نیز آن را به راحتی متوجه میشود. میتواند آن را رمزگشایی کند و در قالب یک نشانه تصویری، معناهای وسیعی را از این ویدیوهای کوتاه چند دقیقهای دریافت کند. این نمادها به قدری برای مخاطب جهانی و بالاخص آمریکایی آشناست که عموما با آن خاطره داشته باشد.
در میان مردم آمریکا، اسباب بازی لگو، یکی از سادهترین و در دسترسترین وسایل بازی بسیار متداول محسوب میشود. در کنار نوجوانان، حتی نسلهای مختلف امریکایی نیز با لگوها خاطره دارند. اینکه از این اسباب بازی بسیار رایج امریکایی برای خلق شخصیتهایی بهره بگیرید که روایت خود را بر آن سوار کنید، استراتژی اساسی این ویديوها محسوب میشود. با ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی پیامهای سیاسی خود را سوار کرده و حتی به وقایع و اتفاقات مهم تاریخی گذشته نیز رفرنس میدهد، به نوعی به روایت سازی موازی اتفاقات و وقایع تاریخی و سیاسی میپردازد.. تاکتیک جدیدی که کمک شایانی به دیده شدن این ویدئوها میکند. بعضی از این ویدئوها به اتفاقات در فلسطین و غزه رفرنس میدهد. اینها موضوعات بحث برانگیزی است که جامعه آمریکا و محافل وقتی دانشگهاهی و فعالان سیاسی که مخالف با سیاستگذاریهای رایج دولت آمریکا در حوزه متحدش هستند.
وقتی که مخاطب امریکایی که مخالف سیاستهای امریکا و مخالف سیاستهای حمایتگرانه در فاجعه غزه بوده، این ویدئو را میبیند، تاثیر بسیاری ممکن است بر او داشته باشد و این ویدئو را با هزاران کاربر دیگر به اشتراک بگذارد. در این نقطه مخاطب با روایت ایرانی از اتفاقات همراه میشود و تاثیر مورد نظر را بر افکار عمومی جهان خواهد گذاشت. بنابراین بدون تلاش بسیار و صرف هزینه بسیار، با کمترین سرمایه و وقت و با سرعت حداکثری روایت خود را از اتفاقات در حال وقوع مطرح کرده و موازی با روایت شبکههای خبری امریکایی، کنش رسانهای خود را پیش ببرد. کنشی موثر، جذاب و البته سریع.
در کنار پرداخت به اتفاقات پی در پی و سریع جنگ ۴۰ روزه، پیوندی میان این اتفاقات با دیگر ابهامات در جامعه امریکا برقرار میکند. وقتی جامعه سیاهپوستان با کشته شدن جورج فلوید زنجیرهای از حرکات اعتراضی را آغاز کردند، با دیدن ویدئوهای لگویی حالا پس از سالها با زبان مردم آمریکا پیامی را منتقل میکند و با یادآوری آن اتفاق مخاطب را نسبت به سیاستهای کلان آمریکا مشکوک و بدبین کند.
در این ویدئوها از یک زبان جهانی برای روایتسازی استفاده میشود. در اینجاست که نگاه ایرانی دست به روایت خود از اتفاقات جهانی می زند. به آنها ارجاع داده و آنها را در یک نگاه کلی به یکدیگر پیوند میزند. محتوا طوری طراحی شده است که همزمان به چند صد هزار مخاطب وصل شود. به جای اینکه پیام جدیدی بدهد. روایتهایی که از قبل آشنا را به یکدیگر وصل و بازتعریف میکند. این بازتعریفی درواقع روایت سازی نگاه ایرانی از اخبار، وقایع و اتفاقاتی است که دههها و سالها رخ داده است.
استفاده از هوش مصنوعی فقط محدود به تصویر و نشانه نیست. این در صدا و موسیقی و تولید ترانه هم دیده میشود. استفاده چند وجهی از هوش مصنوعی برای تولید نسبتا با کیفیتی که قرار است جهانشمول باشد. برای ساختن ترانه رپ از الگوریتمهای هوش مصنوعی استفاده می شود، درواقع از تمام دیتاهای این ابزار برای تولید ترانه استفاده میکند. ترانهای که محتوای آن با پیام مورد نظر تولیدکننده همخوانی داشته باشد. از طرفی انتخاب موسیقی آن نیز با رویکرد اعتراضی انجام میشود.
درواقع انتخاب موسیقی رپ به عنوان ژانر بومی اعتراضی موزیک امریکایی، اساس موزیکهای این ویدئوها را شکل میدهد. درواقع دعوتی است به نگاه دوباره و البته انتقادی به آنچه که در امریکا در دهه ها گذشته و همچنان در حال رخ دادن است. ضمن اینکه این انتخاب بر سلیقه مخاطب جهانی نیز توجه دارد. مخاطب جوان و نوجوانی که در میان ژانرهای مختلف موسیقی، توجه ویژهای به موزیک رپ دارد. بنابراین میتوانند این ابعاد مختلف را در کنار یکدیگر با ابزارهای هوش مصنوعی محتوای صوتی و تصویری تولید کند که پیام روایت ایرانی را به جهان برساند.