پرونده هستهای ایران میان فشار اروپا و ابتکار شرق
29 شهریور 1404سعید حیدری: پرونده هستهای ایران بار دیگر به صدر دستورکار شورای امنیت و آژانس بینالمللی انرژی اتمی بازگشته است. در حالی که آمریکا و سه کشور اروپایی با فعالسازی مکانیزم موسوم به «ماشه» میکوشند تحریمهای شورای امنیت را بازگردانند، تهران با طرح ابتکارهای تازه و حمایت شرکای شرقی، تلاش دارد معادله فشار را وارونه کند.
سایه مکانیزم ماشه و بنبست اروپا
تصمیم فرانسه، آلمان و انگلیس برای بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل، بیش از آنکه اقدامی حقوقی باشد، نشانهای از وابستگی اروپا به سیاستهای واشنگتن تلقی میشود. رأیگیری اخیر شورای امنیت ـ تنها چهار رأی موافق در برابر ۹ رأی مخالف و دو ممتنع ـ آشکار کرد که این اقدام نه اجماعساز، بلکه حرکتی محدود و شکافآفرین است.
اروپا در حالی ایران را متهم به نقض تعهدات هستهای میکند که در برابر حملات آشکار آمریکا و اسرائیل به تأسیسات صلحآمیز ایران سکوت کرده است؛ سکوتی که معنای آن پذیرش منطق تجاوز و نادیده گرفتن الزامات منشور ملل متحد است.
نقشه راه دیپلماتیک تهران؛ بازتعریف قواعد بازی
تماس مستقیم عباس عراقچی با ویتکاف، در شرایطی که اروپا مکانیزم ماشه را فعال کرده و واشنگتن بر فشار حداکثری اصرار دارد، بیش از یک ابتکار مقطعی است؛ این طرح در واقع تلاشی برای بازتعریف قواعد بازی در صحنه هستهای و سیاسی ایران به شمار میآید. نقشه راه پیشنهادی تهران شامل سه محور کلیدی است: رقیقسازی بخشی از ذخایر اورانیوم در برابر توقف روند اسنپبک، تمدید موقت قطعنامه ۲۲۳۱ برای خرید زمان دیپلماتیک، و دریافت تضمینهای امنیتی روشن از آمریکا در کنار رفع تدریجی تحریمها.
تحلیل این سه محور نشان میدهد که ایران با ظرافت، دو پیام همزمان را ارسال میکند:
نخست، انعطافپذیری مشروط؛ تهران آماده است در برابر امتیازات واقعی، اقداماتی اعتمادساز انجام دهد، اما نه بدون ضمانت و نه به صورت یکجانبه.
دوم، بازگرداندن مسئولیت به غرب؛ ایران توپ را به زمین آمریکا و اروپا انداخته است: اگر بحران تشدید شود، نتیجه بیعملی و طفرهروی آنها خواهد بود، نه انفعال ایران.
تأکید مقامات ایرانی بر پشتیبانی کامل نهادهای عالی کشور از این طرح نیز اهمیت راهبردی دارد. برخلاف روایت اروپاییها مبنی بر فقدان اجماع داخلی، این پیام صریح است که دیپلماسی ایران از مشروعیت ملی برخوردار است و به هیچوجه محصول فشار بیرونی نیست. به بیان دیگر، نقشه راه دیپلماتیک تهران صرفاً طرحی فنی درباره اورانیوم و قطعنامهها نیست؛ بلکه ابزاری برای مدیریت زمان، افزایش هزینههای غرب و تثبیت موقعیت ایران بهعنوان کنشگری فعال و انتخابگر در معادلات جهانی است.
دیپلماسی انتخابی؛ وارونگی معادله قدرت
سخنان امیرسعید ایروانی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل ـ در گفت و گو با سی بی اس – «ما انتخاب میکنیم با چه کسی گفتگو کنیم» ـ نقطه عطفی در گفتمان سیاست خارجی ایران است. این رویکرد، عبور از منطق «نیاز به مذاکره» به منطق «قدرت انتخاب» را نشان میدهد. تهران پیام روشنی به غرب میفرستد: دیپلماسی همچنان اولویت دارد، اما نه به هر قیمت و نه با هر طرفی.
فرصتسازی از تهدید؛ نقشآفرینی شرق
موضع مشترک چین و روسیه مبنی بر «غیرقانونی بودن» بازگشت تحریمها صرفاً یک حمایت سیاسی از ایران نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر توازن قدرت در نظام بینالملل است. ابتکار مشترک مسکو و پکن برای ارائه طرحی جایگزین در خصوص پرونده هستهای ایران، از یکسو به معنای عقبراندن انحصار دیپلماتیک غرب، و از سوی دیگر، نشانهای از پایان کارکرد سازوکارهای یکجانبهگرایانه در شورای امنیت است. برای ایران، این شرایط یک پنجره فرصت راهبردی ایجاد کرده است. در حالی که اروپا درگیر تناقضها و وابستگی به آمریکا است، تهران میتواند از همراهی شرق برای تقویت مشروعیت بینالمللی خود بهره ببرد و بحران فشار غرب را به سکویی برای تعمیق همکاریهای امنیتی و اقتصادی با قدرتهای نوظهور بدل کند. نکته مهم اینجاست که حمایت چین و روسیه تنها در سطح دیپلماسی عمومی خلاصه نمیشود؛ بلکه بخشی از روند گستردهتر چندقطبیشدن نظم جهانی است. ایران با هوشمندی میتواند این روند را به ابزاری برای بازتعریف جایگاه خود در منطقه خلیج فارس و حتی در ساختار شورای امنیت تبدیل کند. به بیان دیگر، فشار غرب که در ظاهر تهدیدی علیه ایران بود، عملاً به فرصتی برای مشروعیتسازی داخلی، تحکیم روابط شرقی و افزایش هزینههای یکجانبهگرایی غرب تبدیل شده است. پرونده هستهای ایران در آستانه تصمیمی سرنوشتساز قرار دارد: یا غرب بر طبل فشار و تحریم بکوبد و خود را بیش از پیش در انفعال سیاسی نشان دهد، یا با پذیرش ابتکارهای دیپلماتیک تهران، از ورود به بحرانی تازه جلوگیری کند. آنچه روشن است این است که ایران امروز نه بازیگری منفعل، بلکه کنشگری انتخابگر است؛ کنشگری که میتواند تهدید مکانیزم ماشه را به فرصتی برای بازتعریف موازنهها در منطقه و جهان بدل کند.