"زمان" ازپیامدهای تعدیل ساختاری بر تولید ملی گزارش می دهد؛
شوک ارزی، ریشه مشکل تولید در ایران
17 شهریور 1405مؤمنی، کارشناس اقتصادی، تاکید می کند: نرخ بهره در بخش تولید، به دلیل فشار متوالی قیمت ارز در دوران سیاستهای موسوم به اصلاحات ساختاری، به اندازه ای جهش کرده که دیگر هیچ توجیه اقتصادی، حتی در مقایسه با ضعیفترین اقتصادهای جهان توان توضیح آن را ندارد.
به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی زمان، تجربه سه دهه اخیر در اقتصاد ایران نشان میدهد که اجرای سیاستهای تعدیل ساختاری، پیوندی ناگسستنی با شوکهای ارزی پیدا کرده است. این رویکرد که در طول سال های گذشته به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری اقتصادی بدل شده، پیامدهای مخربی برای بخش تولید به همراه داشته است.
مؤمنی عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی، با واکاوی این دوران، معتقد است که؛ سیاستهای اتخاذ شده نه تنها موجب ثبات نشده، بلکه تولیدکنندگان را با فشار هزینهای بیسابقهای روبهرو کرده است.
به گفته این اقتصاددان، یکی از اصلیترین ریشههای بحران در بخش واقعی اقتصاد، نحوه تأمین مالی سرمایه در گردش است و بر اساس تحلیلهای صورت گرفته، طی سالیان اخیر، تولیدکنندگان ایرانی برای تأمین نقدینگی مورد نیاز خود، بهرهای پرداخت کردهاند که چندین برابر میانگین جهانی نوسان داشته است.
وی ادامه می دهد: این اختلاف فاحش، به معنای تحمیل هزینه سنگین و غیرمنطقی بر بنگاههای اقتصادی است که قدرت رقابتپذیری آنها را در بازارهای داخلی و خارجی به شدت کاهش میدهد.
مؤمنی در نقد تکیه بر شاخصهای کلان جهانی برای توجیه وضعیت موجود میگوید: اگرچه در تحلیلهای اقتصادی همیشه به میانگین جهانی استناد میشود، اما باید توجه داشت که این معیار لزوماً یک شاخص ایدهآل برای ارزیابی عملکرد ایران نیست.
به گفته وی؛ در این میانگین، بیش از ۲۰۰ کشور با شرایط اقتصادی بسیار متفاوت گنجانده شدهاند که بسیاری از آنها دارای وضعیت اقتصادی بهمراتب نامطلوبتری نسبت به ایران هستند.
این استاد دانشگاه یادآور میشود:حتی با در نظر گرفتن این معیارِ نهچندان ایدهآل یعنی میانگین جهانی، افزایش فاصله نرخ بهره در ایران، نشاندهنده یک انحراف ساختاری جدی است و تولیدکننده ایرانی برای بقا و تأمین مواد اولیه، با مانعی مواجه است که همتایان خارجی در کشورهای دیگر، با چنین شدتی آن را تجربه نمیکنند.
مومنی خاطرنشان میکند:در واقع، شوکهای پیدرپی ارزی که از دلِ سیاستهای تعدیل ساختاری بیرون آمده، به عنوان یک عامل مُخِل، نرخ تأمین مالی را برای تولیدکنندگان به سطحی غیرقابلتوجیه رسانده است، این رویکرد نه تنها سرمایهگذاری را تضعیف کرده، بلکه انگیزه برای فعالیتهای مولد را به نفع سوداگران و دلالان در بازارهای تغییر جهت داده است.
در نهایت به نظر میرسد؛ چرخه معیوبِ شوک ارزی افزایش هزینه تأمین مالی تضعیف تولید، سال های اخیر به یک الگوی تکرارشونده تبدیل شده است.
هشدار کارشناسانی همچون دکتر مؤمنی نشان میدهد تا زمانی که؛ سیاستگذاریها از رویکردِ فشار بر هزینههای تولید دست برندارند و نرخ تأمین مالی به سطوح منطقی و قابل رقابت نرسد، نمیتوان انتظار جهش تولید یا خروج از رکود تورمی را داشت. بدیهی است که؛ ریشه مشکل تولید در ایران، فراتر از کمبود نقدینگی، به ساختار معیوب هزینههایی برمیگردد که سیاستگذار بر دوش تولیدکننده میگذارد، این هزینهها، در واقع ریسکهای ارزی هستند که به طور غیرمستقیم از بودجه تولیدات ملی کسر میشود و تا زمانی که سیاستهای پولی و ارزی، هزینه تأمین مالی را در سطح جهانی مدیریت نکنند، تولید در ایران همچنان در تله هزینههای غیرمنطقی و شوکهای ساختاری گرفتار خواهد ماند.
محبوبه بیدکی
خبرهای مرتبط
- نرخ بهره بانکی، ضربهای پنهان به تولید — 24 شهریور 1405
- تقویت پول ملی؛ از مسیر کنترل تورم و ایجاد ثبات اقتصادی — 30 تیر 1405
- افزایش نرخ سود تسهیلات، چالشی برای تولید — 7 تیر 1405
- حذف چهار صفر از پول ملی تصویب شد — 13 مهر 1404
- نوسانات ارزی و فشار بر مردم؛ دو روی یک سکه — 26 شهریور 1404
- حذف ۴ صفر از پول ملی تصویب شد — 8 مرداد 1404