تحلیلگر سیاسی در گفتگو با زمان مطرح کرد:
یمن؛ صحنه نمایشی پیچیده از رقابتهای استراتژیک منطقهای
21 آذر 1404تحلیلگر مسائل بین الملل با تاکید بر اینکه ائتلاف عربی در یمن رو به فروپاشی است، می گوید؛ در حال حاضر نبرد واقعی میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای تقسیم غنایم جنوب در جریان است؛ جایی که حوثی ها با تکیه بر قدرت موشکی، نقشه تجزیه ابوظبی را به چالش کشیدهاند.
به گزارش خبرنگار زمان، یمن، امروز نه تنها میدان نبرد یک جنگ داخلی، بلکه صحنه نمایشی پیچیده از رقابتهای استراتژیک منطقهای است که در آن، متاسفانه ائتلاف حامی دولت مستعفی خود به تماشاگری منفعل تبدیل شده است، در پس ائتلاف سعودی، اماراتی، دو هدف کاملاً متضاد برای آینده این سرزمین شکل گرفته، از طرفی عربستان سعودی خواهان حفظ یکپارچگی تحت سلطه خویش است، در حالی که امارات با استفاده از نیروهای نیابتی خود، به دنبال تحقق رویای دیرینه تجزیه و ایجاد یک دولت مستقل جنوبی در دهانه حیاتی بابالمندب می باشد، در این میان، جنبش انصارالله با کنترل اکثریت جمعیتی و قدرت بازدارندگی نظامی موثر، وزن سنگین خود را بر این موازنه ناپایدار تحمیل کرده است.
این گزارش به بررسی ساختار قدرت در حال تغییر یمن، تشدید درگیریهای نیابتی میان ریاض و ابوظبی، و افق پیش روی منطقهای میپردازد که سرنوشت آن در دست تضاد منافع قدرتهای بزرگتر است.
به گفته علیرضا تقوی نیا، تحلیلگر سیاسی تحولات اخیر در یمن نشاندهنده تغییر موازنه قدرت میان بازیگران اصلی منطقهای و داخلی است که در این میان، میتوان سه قطب اصلی را شناسایی کرد؛ نخست نیروهای همسو با عربستان سعودی که این گروه شامل دولت مستعفی می شود که پس از کنارهگیری عبدالرب منصور هادی، ریاست آن به رشاد العلیمی سپرد و نیروهای حزب اصلاح اخوانیها است، این ساختار به طور سنتی تحت حمایت ریاض قرار دارد.
وی ادامه می دهد؛ گروه دوم، نیروهای طرفدار امارات متحده عربی هستند که عمدتاً بازیگرانی مانند مجلس شورای انتقالی جنوب (STC) و گروههای جداییطلب جنوبی (الحراک)، که نفوذ منطقهای امارات را نمایندگی میکنند و گروه سوم جنبش انصارالله است ،این جنبش از حمایت قاطبه مردم یمن، اعم از زیدیها و شافعیها، برخوردار بوده و در حال حاضر بر بیش از 70 درصد از مناطق پرجمعیت یمن شامل استانهای استراتژیک کوهستانی مانند الحدیده، صنعا، زمار، عمران و سعده حکمرانی میکند.
به گفته وی از لحاظ جغرافیایی، بخشهای وسیعی از قلمرو یمن، به ویژه استانهای بیابانی حضرموت و المهره که حدود 20 تا 30 درصد مساحت کشور را شامل میشوند، خارج از کنترل مستقیم انصارالله قرار دارند.
تشدید رقابت ریاض و ابوظبی در جنوب
این تحلیلگر سیاسی تاکید می کند؛ نقطه عطف اخیر، درگیری مستقیم میان نیروهای وابسته به دو بازیگر اصلی منطقهای از جمله برکناری استاندار حضرموت، مبهم بن ماضی، که مورد حمایت امارات بود، توسط رئیس شورای ریاستی مستقر در ریاض (رشاد العلیمی)، زمینهساز واکنش شبهنظامیان مورد حمایت امارات شد و این امر منجر به درگیری طرفداران امارات با قبایل محلی حامی عربستان شده و در نهایت، کنترل استانهای کلیدی و نفتخیز حضرموت و المهره به طور کامل در دست نیروهای نزدیک به امارات قرار گرفت.
وی با تاکید بر اینکه پشت پرده این تحولات، رقابت گستردهای میان عربستان و امارات برای تسلط بر یمن نهفته است، یادآورمیشود؛ اهداف تجزیهگرایانه امارات که به دنبال تجزیه یمن و تشکیل یک دولت مستقل جنوبی است، مشابه وضعیت قبل از سال 1990. اهداف کلیدی ابوظبی و اهداف اقتصادی و استراتژیک، کنترل بندر عدن به دلیل موقعیت حیاتی آن در دهانه بابالمندب، را دنبال می کند که پتانسیل تبدیل شدن به یک مرکز تجاری محوری میان آسیا، آفریقا و اروپا و رقیبی برای دبی را دارد.
تقوی نیا ادامه می دهد؛ از طرفی کسب کنترل نظامی بر جزایری مانند سقطری و پریم موقعیتهای سوقالجیشی کلیدی در تنگه بابالمندب، که با همکاریهای امنیتی این کشور با اسرائیل تقویت میشود، منابع انرژی، تضمین دسترسی به ذخایر نفتی حضرموت و المهره از طریق دولت وابسته از دیگر اهداف امارات است.
تقوی نیا با بیان اینکه استراتژی عربستان همواره مبتنی بر سرکوب انصارالله و حفظ یمن یکپارچه تحت حاکمیت وابسته به سعودی بوده است، می گوید؛ ریاض در این استراتژی با شکست مواجه شده و در حال حاضر به نظر میرسد یا توان مقابله با نفوذ امارات را ندارد، یا تصمیم گرفته تمرکز خود را صرفاً بر مهار انصارالله در مناطق شمالی متمرکز کند. نارضایتی قبایل متحد سعودی در حضرالموت از عدم حمایت نظامی در برابر امارات، این فرضیه را تقویت میکند.
این تحلیلگر سیاسی خاطرنشان میکند؛ به نظر میرسد عربستان شکست در برابر امارات در مناطق جنوبی را پذیرفته، با این حال، قدرت بازدارندگی انصارالله مانع از آن میشود که امارات بتواند مستقیماً مناطق تحت کنترل آنها را هدف قرار دهد. قدرت موشکی و پهپادی انصارالله برای آسیبرساندن به زیرساختهای اقتصادی امارات مانند دبی و ابوظبی کافی است و امارات پیش از این نیز در مواجهه با این تهدید عقبنشینیهایی داشته است.
به گفته تقوی نیا ؛ راهبرد فعلی امارات متمرکز بر تثبیت یک دولت نیابتی در جنوب یمن است که از لحاظ اقتصادی و جغرافیایی قدرتمند بوده و نفوذ سعودی را کاهش دهد، اگرچه این تحولات تأثیر مستقیم فوری بر انصارالله نخواهد داشت، اما نفوذ اسرائیل را در جنوب یمن تقویت خواهد کرد. از منظر انصارالله، چالش اصلی در حال حاضر اقتصادی است و نه نظامی؛ از لحاظ نظامی، آنها توانایی بازپسگیری مناطق از دست رفته را دارند، اما بار مالی و مدیریتی اداره مناطق وسیع، آنها را محتاط کرده است. در نهایت به نظر می رسد؛ موازنه قدرت در یمن نه بر اساس پیروزی نظامی مطلق، بلکه بر مبنای قدرت بازدارندگی متقابل تعریف میشود، در حالی که امارات متحده عربی با تسلط بر منابع نفتی و موقعیتهای استراتژیک جنوب و تقویت نفوذ اسرائیل در منطقه، به اهداف تجزیهطلبانه خود نزدیک شده است و از پوشش آتش موشکی انصارالله دور هستند. قدرت موشکی و پهپادی انصارالله، به عنوان یک عامل بازدارنده قوی، مانع از حملات مستقیم امارات به مواضع آنها شده ؛ چرا که تابآوری کمتری نسبت به ریاض در برابر حملات تلافیجویانه دارد. با این وجود، نفوذ فزاینده اسرائیل در جنوب و چالشهای اقتصادی عظیم پیش روی انصارالله برای اداره مناطق تحت کنترل، مانع از آن میشود که این جنبش برای بازپسگیری کامل مناطق از دست رفته، دست به اقدام نظامی گسترده بزند. در نهایت، سناریوی محتمل، تداوم وضعیت تجزیه عملی یمن به دو بلوک تحت نفوذ متخاصم است، با این تفاوت که انصارالله قدرت نظامی لازم برای جلوگیری از تحقق کامل هدف امارات در استقلال جنوب را حفظ خواهد کرد.
خبرهای مرتبط
- بازدارندگی به سبک ایرانی؛ وقتی اقتدار مانع جنگ میشود — 8 بهمن 1404
- جنگ با ایران، خداحافظی با دو تنگه کلیدی — 4 بهمن 1404
- عراقچی: اظهارات مقامات آمریکایی دخالت آشکار در امور داخلی ایران است — 24 دی 1404
- لزوم انسجام در برابر دسیسه های دشمن — 23 دی 1404
- عربستان یک شهر مرزی یمن را هدف قرار داد — 21 دی 1404
- آشوبهای پراکنده داخلی ریشه مردمی ندارند — 17 دی 1404
- تمرکز دشمن بر حاشیهها؛ از تحریک قومیتی تا فشار اقتصادی — 14 دی 1404