روزنامه پیام زمان
  •  info@zamandaily.ir

  •  02188481891

  •   09123624182

روزنامه,پیام زمان,روزنامه پیام زمان,اخبار,امروز
ادمین ۲۳ خرداد ۱۴۰۰ در ۱۲:۳۲ ب٫ظ خبر قبلی خبر بعدی

یویوی دانایی در حال تکثیــر

الهام آمرکاشی

 

از چندسال گذشته تا کنون در حالی مبحثِ توهم دانایی و همه‌چیز دانی، از سوی برخی کارشناسانِ فن در این مجرا مورد ارزیابی و کاوش قرار می‌گیرد که با درنظرگرفتنِ تکثیر و گسترش این امر در بین قریب به اکثریت افراد اجتماع، هیچ‌گونه راه حل کاربردی و کلیدی و تمرکزِ جامع برای برون‌رفت از این معضل تا به امروز، به بحث و گفتمانِ مفصل کشیده نشده و آنچه به عیان در حال انتشار و مشاهده است: درجا زدنِ آگاهی و یویوی دانایی میان افراد جامعۀ حاضر است.

از هفته‌های گذشته و با برگزاری و پخش مناظرات انتخاباتی۱۴۰۰ و حواشی موجود که شماری از کارشناسانِ مسئول به واکاوی و طرحِ ریزْمسائل قابل اهمیت در آن می‌پردازند؛ شاهد حجم گسترده‌ای از تبادل اطلاعاتی در خصوص یکایک موارد اقتصادی- سیاسی- فرهنگی در جامعه هستیم که از سوی آحاد جامعه مطرح می‌شود و در نمای تأسف‌بار تر به چالش و تک‌روی‌های «من می‌دانم» ختم می‌گردد.

در این مجرا، کریم مجتهدی که از آن جمله فیلسوفانی است که به واسطۀ کتاب‌ها و تسلط ویژه‌اش روی هگل و کانت، خدمات زیادی به فلسفه در ایران کرده است، از ضعف توجه به علوم انسانی می‌گوید و به باور او، ما در علوم انسانی عقب‌تر از کشورهای دیگر هستیم و دلیل این امر را در جدی نگرفتن مسائل فرهنگی، ادبی، علوم انسانی و… در ایران می‌داند و تأکید می‌کند که شما می‌توانید هر چه دلتان می‌خواهد در جامعه‌شناسی و… بگویید اما باید در طب تخصص داشته باشید چون نمی‌توانید بی‌گدار به آب بزنید. به نظر می‌رسد عامه مردم خیال می‌کنند در ادبیات؛ تخصص، معنی ندارد و این اشتباه است. حتی ما شاید امروزه از لحاظ علوم فنی و مهندسی خیلی جایمان عقب‌تر از کشورهای غربی نباشد، جایی که ما عقب افتادیم علوم انسانی است که فکر می‌کنیم اهمیتی ندارد. این علوم در کشور ما هنوز برای مردم معنای خودش را پیدا نکرده است. از این رو، به باور او به همین دلیل (علوم انسانی در جامعه ما، جایگاه خود را پیدا نکرده است) دچار توهم دانایی می‌شویم و در نتیجه راحت‌تر می‌نویسیم و نقد می‌کنیم.

سیدیحیی یثربی- استاد تمام در رشته فلسفه و کلام اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی نیز در یکی از مطالبش که در پایگاه اطلاع‌رسانی خود در شبکه‌های مجازی منتشر شده، به تبعات توهم دانایی در زندگی فردی و اجتماعی پرداخته است و آن را مانع هرگونه آموزش و نیز مانع پیشرفت برای جامعه قلمداد کرده است.

ازمنظر وی؛ توهم دانایی، انسان را از کسب دانش و افزودن بر آگاهی خویش باز می‌‎دارد. کسانی که دچار این توهم هستند، خود را از هرگونه آموزش و راهنمایی بی‌نیاز می‌دانند. آنان در برابر رشد فکری خویش ایستادگی کرده و زندگی را در جهل و جمود به پایان می‌‎رسانند. چنین کسانی، اگر از قدرت سیاسی یا موقعیت مذهبی هم برخوردار باشند، نه‌تنها خود در جهل و جمود می‌‎مانند، بلکه راه پیشرفت را نیز بر همه افراد جامعه می‌‎بندند؛ مدام آنان را از تفکر و نوآوری می‌‎ترسانند، اندیشیدن را گناه می‌‎شمارند و دانایان را مسخره می‌‎کنند.

و در این اثنا در حالی گروهی از مباشرانِ مطرح از جاگذاریِ بی‌سوادی سفید همراستا با توهم دانایی خبر می‌دهند که به گفتۀ این گروه، در بی‌سوادیِ سفید که برخلافِ بی‌سوادی سیاه که فرد قدرت خواندن و نوشتن ندارد و عموماً از پاره‌ای از حقوق اجتماعی چون موقعیت شغلی مورد انتظار یا خاستگاه ازدواج و… محروم است؛ شخص، مدعیِ سواد است و حداقل در بین عوام دارای ارج و قرب و منزلت است اما در یکی از بدترین شرایط موجود در این امر، فردِ مذکور بدون علم بر ماسبقِ بی‌سوادی، در دایرۀ تفکراتِ شخصی، دچار “توهم دانایی” است که به صراحت از آن به‌عنوانِ “یکی از آفاتِ ریشه‌دار” در جامعه کنونی که محیط اجتماع را دگرگون می‌کند، یاد می‌کنند.

در یکی از تعاریفِ بی‌سوادی‌سفید آمده است: هنگامی که افراد هنوز در ساده‌ترین تعامل‌ها و ارتباط‌ها، نوشتن و خواندن جملات و مطالب، دچار چالش‌های جدی هستند و چنتۀ آن‌ها پر از موهومات و حرف‌های بی پایه و اساس است و به عبارتی مدارکی که نه پشتوانه علمی برای شخص دارد و شاید مواردی حفظی با خود داشته باشد و یا مدارکی که تأثیری بر رفتار و گفتار و تعاملات شخصی ندارد؛ درمجموع، منتهی به برآیندِ ویژگی‌هایی است که به طور مطلق به بی‌سوادی‌سفید ذکر می‌شود.

با عنایت به مباحث موجود و دقت‌نظر بر مقولۀ “اثر شوفر” در علم مدیریت که صراحتاً زمانی متجلی می‌شود که؛ متخصص واقعی و مجری غیرمتخصص جابه‌جا می‌شود و توهم دانایی در افراد همه‌چیز‌دان بیشتر می‌شود و توجه به این نکته که این امر، نشأت‌گرفته از تصور ناقص افراد نسبت به تمامیت یک مطلب و سپس مقایسه‌ دانش شخصی با همان تصور است؛ در نگاه ابتدایی، انتظاری از مسئولان امر در مجرای اجتماعی- فرهنگیِ حاضر است تا با مدیریتِ و طرحِ برنامه‌های منطبق با آموزه‌های جامع پسند، بتوانند به صورت روتین در امر فرهنگسازی در این قضیه و رفع معضل موجود اقدام نمایند.

اگرچه از نگاهِ جامعه‌دانان و مردم‌شناسان در این امر، این آفت به طور ریشه‌دار در حال تکثیر و گسترش است اما با تکیه بر فرضیات و تجربیات به‌دست آمده در زوایای متعدد اجتماعی؛ تکرار و بیانِ هر امری به توالی و از طریق تریبون‌های دیداری- شنیداری و رواجِ فرهنگسازی در سطح شهر با علائم تبلیغاتیِ موجود، تا حد بسزایی می‌تواند در کاهش شیوع آن معضل -علی‌الخصوصِ «توهم دانایی»: این ضلعِ نامتقارن در هندسیِ جامعۀ حاضر- کمک‌کننده باشد.

با توجه به رژۀ معلوماتیِ ناقص در سطح جامعه و تکثیرِ بیش از حدِ اغتشاشاتِ شنیداری، باید منتظر بود و دید این موضوعِ تازه‌وارد در معضلات اجتماعیِ کنونی با چه راهبرد و نگرشِ مشخص از سوی مسئولانِ امر به سطح پایدار و فضای گفتمان مطلوب در بین افراد جامعه، به دور از بروز و ظهورِ بی‌سوادیِ سفید منتهی خواهد شد.

elhamamerkashi@ymail.com