روزنامه پیام زمان
  •  info@zamandaily.ir

  •  02188481891

  •   09123624182

روزنامه,پیام زمان,روزنامه پیام زمان,اخبار,امروز
ادمین ۲۳ دی ۱۳۹۹ در ۹:۴۹ ب٫ظ خبر قبلی خبر بعدی

فاطمیه؛ خط مقدم منتظرین امام زمان (عج)

خانم یاری – دکترای جامعه شناسی و مهدویت

 

روایات بسیاری در کتابهای اهل تسنن وجود دارد که ثابت می کند، خلیفه اول به همراه عده ای از دشمنان اهل بیت به خانه وحی هجوم برده و آنجا را به آتش کشیدند، در حالیکه فاطمه زهرا (س) به همراه نوادگان رسول خدا در داخل خانه بودند.

۱-ابن ابی شیبه ( ۲۳۹ ه)؛ وی از اساتید محمد بن اسماعیل بخاری در کتاب المصنف ( ج ۸ ص ۵۷۲) می گوید: هنگامی که مردم با ابوبکر بیعت کردند؛ علی و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره می پرداختند و این مطلب به عمربن خطاب رسید، او به خانه فاطمه آمد و گفت ای رسول خدا، محبوب ترین فرد برای ما؛ پدرت بود و بعد از او، خود تو. ولی سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند، من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند.

۲- علامه بلاذری (۲۷۰ ه)؛ در کتاب انساب الاشراف (ج ۱ ص ۵۸۶)؛ ابوبکر به دنبال علی برای بیعت فرستاد، چون علی از بیعت با ابوبکر سرپیچی کرد، ابوبکر به عمربن خطاب دستور داد؛ برود او را بیاورد، عمر با شعله آتش به سوی خانه فاطمه رفت، فاطمه پشت در خانه فاطمه آمد و گفت: ای پسر خطاب! آیا تویی که میخواهی در خانه من را آتش بزنی؟ عمربن خطاب: آری، این کار آنچه که پدرت آورده را محکم تر می سازد، و باز تکرار کرد به همان خدایی که جان عمربن خطاب در دست اوست، سوگند می خورم که بیرون بیایید، وگرنه خانه را با کسانی که در آن هستند، آتش خواهم زد، به عمربن خطاب گفتند: فاطمه در این خانه است، عمربن خطاب گفت: باشد!!

۳- امام جوینی( ۷۳۰ ه)؛ استاد ذهبی از رسول خدا روایت می کند؛ روزی پیامبر اکرم نشسته بودند که امام حسن و امام حسین وارد شدند و پیامبر اکرم گریستند، بعد امام علی (ع) و حضرت زهرا وارد شدند که پیامبر باز هم اشکانش جاری شد؛ وقتی علت گریه بر فاطمه را از پیامبر پرسیدند، حضرت فرمودند: زمانی که فاطمه را دیدم، یاد صحنه ای افتادم که پس از من برای او رخ خواهد داد، گویا می بینم ذلت وارد خانه او شده، حرمتش پایمال گشته، حقش غصب شده، از ارث خود محروم گشته، پهلوی او شکسته شده و فرزندی را که در رحم دارد، سقط شده، در حالی که پیوسته فریاد می زند، وا محمدا! ولی کسی به او پاسخ نمی دهد، کمک می خواهد ولی کسی به فریادش نمی رسد، او اول کسی است که از خاندان من، به من ملحق می شود و در حالی بر من وارد می شود که محزون، گرفتار، غمگین و شهید شده است، خدایا قاتلان او را لعنت کن.

حتی از نویسندگان اسلامی هم بگذریم، نویسندگان و محققین اروپایی داریم که درباره ی صدیقه ی طاهره و شهادتشون تحقیق و کتابت دارند؛ مانند کریستوفر کلوهسی یک کشیش کاتولیک آفریقای جنوبی هست، وی جز اعضای هیئت علمی موسسه مقدس مطالعات غربی اسلامی در ایتالیاست، تمرکز وی بر روی مطالعات شیعی و قرآن است؛ در سال ۲۰۱۸ میلادی کتابی را با عنوان فاطمه دختر پیامبر به چاپ رسانید، که این کتاب توسط جرجیاس از ناشران مطرح آمریکائی به چاپ رسیده است، آقای کلوهسی در این کتاب به ابعاد مختلفی از زندگی و شخصیت زهرا (س) پرداخته است. از جمله نکات قابل توجه این کتاب، پرداختن به نحوه شهادت دختر پیامبر اکرم است. همچنین گزارشات منابع شیعه و سنی از فاجعه حمله به منزل ایشان. او با توجه به سکوت مسلمانان سنی در مورد حضرت فاطمه در ابتدای کتاب می نویسد؛ او (حضرت زهرا) یک شخصیت نامرئی باقی مانده است که بعد از پدرش به سختی توسط پیروان دین پدرش زندگی می کرد و البته او نادیده گرفته شد و با سو رفتار  و محرومیت روبرو گردید، اما پاداش او در بهشت است.

خب برگردیم ادامه ی تاریخ خوانی؛ رسم بر این بوده که بلال هر گاه میخواست برای اقامه نماز؛ اذان بگوید، مقابل منزل پیامبر می آمد و می گفت؛ الصلا ه، الصلا ه، یا رسوال الله.

در سحرگاه دوشنبه ۲۸ مه سال ۶۳۲ میلادی، روز درگذشت پیامبر در وقت اذان صبح طبق روال هر روز مقابل منزل پیامبر ایستاد، پیامبر حال طبیعی نداشته و در حالت ضعف کامل بودند، طوری که سر مبارکشون بر روی زانوی علی بن ابیطالب بود، خب طبیعی است که وقتی پیامبر نتوانند برای اقامه نماز صبح بروند، باید شخصی به جای پیامبر جانشین او شود، برای نماز صبح این یک جایگاه معمولی نیست، حتی مدیر یک اداره چنانچه ناخوش احوال باشد، هر کسی نمیتواند به جای او به امور رسیدگی کند، چه برسد به اینکه به جای پیامبر اکرم برای اقامه نماز برود. وقتی بلال برای اذان صبح آمد، همسر پیامبر آمدند و به بلال گفتند؛ برو به پدرم بگو برای اقامه نماز صبح به مسجد برود!!

حالا سوال؛ چرا همسر پیامبر از جانب خودش و بدون اجازه از رسول اکرم، از پدرش خواست تا به مسجد برود و نماز اقامه کند؟ از کجا معلوم که پیامبر راضی بودند؟ تا پیامبر اکرم متوجه شدند که او (پدر همسرشان) برای اقامه نماز صبح به مسجد رفتند، با سختی تمام با کمک امیرالمومنین و عباس، وضو گرفتند و به مسجد رفتند و نماز را شکستند و خودشان نماز را اقامه کردند.

حال سوال؛ آیا پیامبر اکرم مصلحت را بهتر می دانند یا همسر و پدر همسر ایشان.؟؟؟  اینکه پیامبر نماز مردم را می شکند معنایش چیست؟ یعنی من پیامبر، این آقا را به اندازه یک نماز دو رکعتی هم قبول ندارم، چون اصلا شرایط امام جماعت را هم ندارد.

ادامه دارد…

http://www.inestagram.com/dr.s.yari.6