روزنامه پیام زمان
  •  info@zamandaily.ir

  •  02188481891

  •   09123624182

روزنامه,پیام زمان,روزنامه پیام زمان,اخبار,امروز
ادمین ۲۰ مهر ۱۳۹۸ در ۶:۰۸ ب٫ظ خبر قبلی خبر بعدی

تشخص‌های تقویمی از درجه اعتبار ساقط است!

الهام آمرکاشی

 

شخصیت، اعتبار و نفوذ اجتماعی؛ سه عنوانِ مترادف و باوجهه برای غالب به اکثریتِ افراد مسکون در جامعه‌ای که به هر طریق و طُرق، سعی در به دست آوردنِ جایگاه‌های متناسب با شخص و درجۀ دانش خود هستند و برای کسب و تعالیِ آنچه از اوان کودکی آموخته‌اند، در یادگیریِ هرآنچه مفید فایده باشد دریغ نمی‌ورزند.

این سه واژۀ برابر، به نوعی لازم و ملزومِ کنونی در عصر حاضر محسوب می‌شود که بازدهیِ یک فرد در هر یک از مکان‌های اجتماعی- در جایگاه های تحصیلی، اشتغال یا خانه داری، در لوای این سه رکنِ ابتدایی شکل می‌گیرد و حولِ جهان‌بینی براین سه‌لغت می چرخد. امیل دورکیم – جامعه ‌شناس بزرگ قرن نوزدهم- جامعه را به مثابه موجود زنده‌ای می‌داند که افراد و اجزاء آن همگی در خدمت به کلیتی که بقای سیستم را تداوم می‌بخشد، خدمت‌گزارند. ازنگاه دورکیم؛ “انسان تابع جامعه است و جامعه مقدم بر فرد است و قوانین جامعه حاکم بر ترقی آدمی است و هستی اجتماعی از نظر او جامعه است. او تقسیم کار گسترده را با اعتقادات مشترک، با نظم اخلاقی که یکپارچگی اجتماعی را تضمین می‌کند مربوط می‌سازد و وظیفه خود را تعریف نظام اخلاقی مناسب برای جامعه می‌داند که این نظام اخلاقی وظیفه متحد کردن طبقات و گروه‌های شغلی را با همدیگر برای یک هدف مشترک بر عهده دارد. او بر این باور بود که جمع در میان خود شیوه عمل می‌آفریند و اخلاق به عنوان تنظیم‌کننده روابط است که در طول زمان عرصه‌های روابط تغییر می‌کند چون باورهای جمعی متفاوت می‌شود وبنابر تعریفی که در تقسیم کار اجتماعی آورده وجدان جمعی را مجموعه باورها و احساسات مشترک در بین حد متوسط اعضای یک جامعه می‌داند که مافوق وجدان‌های فردی است و نتیجه زندگی گروهی است و تنها ماهیت گروه می‌تواند آن را توجیه کند و حجم وتراکم گروه بر چگونگی ظهور وجدان جمعی مؤثر است که بعدها تصورات جمعی و شیوه مشترک اندیشه که مجموعه ایده‌های اجتماعی است، جانشین وجدان جمعی می‌شود”.

این یک بند از کلیتِ عمیق نظریات دورکیم، می‌تواند به سهولت، منتج به برآیندی شود که اگر صفر تا صدِ مطلب ادا شود، جایی برای رشد نکردن و شوآف‌های ظاهری باقی نمی‌گذارد؛ هرچند در نگاه ابتدایی، جای سؤال اولیه باقی‌است: هریک از افراد اجتماع کنونی برای تداوم بقای جامعه حاضر چه خدماتی ارائه می‌دهند؟ و نظم اخلاقی، یکپارچگیِ اجتماعی و شیوه مشترکِ اندیشه که از اصول اولیه در این نظریه است، تا چه حد در شریانِ جامعۀ فعلی تزریق شده که بتوان با امیدواریِ تام از این نتیجه خبرداد: هستیِ جامعه در مسیر صحیحِ خود درحال حرکت است. اظهرالشمس است که بسیاری از برنامه‌ریزی‌ها و فرآیندهای موجود برای پیشبرد مقاصد ابتدایی و عالیه در چارت‌های فعالیتی، منسجم است که هریک به نوعِ خود توانسته جایگاه و روزمشخصی را نیز در تقویم، ازآنِ خود کند اما پرستیژهای تقویمی که در برگه‌های سالنامه‌ای جایی برای شخصیت‌دادن به افراد و اهالیِ خاص هستند، زمانی می‌تواند ازهویت مکنون، متجلی شود که با بنای تفکراتِ آحاد جامعه نیز متناسب باشد و دالان‌های منتج بر این مسیر، خالی از برنامه و تبیین امور نباشد. برای نمونه: در هفته گذشته کمافی‌السابق، روز کودک و بزرگداشت این روز برگزارشد؛ روزی خلاصه شده در چندبرنامۀ مفرح ازسوی دستگاه‌های اجرایی و متولی در این امر در آموزش و پرورش و چندبرنامۀ پیش‌تولیدِ تلویزیونی علی‌السویه، ویژۀ یک روز و قس‌علی‌هذا، همان آش و کاسه‌ای همچنان درحال مشاهده است که پیش‌تر هم عیان و دریافتنی بود. به نظر بسیاری از صاحبان‌فن در این امر، اعتبار و تشخصِ فردی و اجتماعی برای کودک، جایی در یک روزِ تقویمی در سال ندارد و وجودِ برنامه‌های آموزشی- فرهنگی که مسئولیت پذیری، وجدان کاری و نظم اخلاقی را به مرور در ذهنِ فرد نهادینه کند، مغفول است. تأدیب و تأدب‌های اجتماعی که در کنار ریاضیات و ورزش و ادبیات، بتواند ذهنِ سیالِ کودک را در مواجه با آینده اجتماع، مطابقت دهد و از کودکان امروز، افراد کمال‌طلبی بسازد که هدفی جز تداوم بقای جامعه نداشته باشند. بقایی که اخلاق اجتماعی، رکن ابتداییِ آن است. ضرورتِ گنجانده شدن در نص آموزش‌های ابتدایی است: در جایی که فضایی برای شناساندن و فراگیریِ اخلاقیاتِ اجتماعی، تعریف نشود و تنها در چند برگۀ تقویمی برای نمایشِ شخصیت‌بخشی به کودکان این آبادبوم، برنامه‌های مقطعی اجرا گردد، ترفیع و بقای جامعه در آن ضمانت اجرایی ندارد و از درجه اعتبار ساقط است.

الزام برگشت‌ناپذیری در این امر وجود دارد و انتظار به‌جایی از مسئولین ذیربط است تا با نگاه و رویکردی مبتنی بر اخلاق و وجدان اجتماعی، با گنجاندن واحدهای جامعه‌شناسی از بدو ورود کودکان در محیط‌های اجتماعی، از کودکان فعلیِ جامعه، افراد با انگیزه‌ای تربیت کند که “جامعه را به مثابه موجود زنده‌ای بدانند که افراد و اجزاء آن همگی در خدمت به کلیتی که بقای سیستم را تداوم می‌بخشد، خدمت‌گزارند”.

Elhamamerkashi@ymail.com